توّلد !

 

- یک « طرح» خوب با پتانسیل عالی برای تبدیل شدن به یک طنز نود قسمتی داریم.

(( تجسم « برره »ی پنجاه سال پیش !)) .

 

- برره؟؟؟ ...

 

- بله ! همان روستای خیالی... همان زادگاه فرهاد و داوود ِ پاورچین... همان که آداب و رسوم عجیب و غریب دارد....همان که تاریخ مدوّن دارد... همان که...

 

- آهان!  ...خوب است  و دیگر چه؟

 

- فعلاً همین!

 

- صحیح!... ( با خودش بلند بلند حرف می زند ). هر آگهی، دقیقه ای ... ( یک رقم نجومی را زمزمه میکند) ، به عبارتی میشود...

ای جونم!

 

- بله؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

-         هیچ!... داشتم میگفتم مردم شبهای شادی را در کنار هم خواهند داشت!...

تصویب شد.

 

 

 

سه ، دو ، یک... حرکت! ؛   در جستجوی لوکیشن!

 

 

- خب ! تازه چه خبر؟

 

- باغ بزرگی است در شمال تهران ( سعادت آباد) . با مساحت انقدر هکتار .

اینجا برره خواهد شد.

حوضش اینجاست ، در واقع مرزی که بالابرره و پایین برره را جدا میکند.

مجسمه ی« بز » تعبیه شده در وسط میدان،« نماد» این روستا است... حمّام و کافه ای هم هست. کافه ی :

 

(( شبهای برره)).

 

اینجا همه چیز با «نخود» تعریف میشود.  مزرعه ی نخود داریم... در کافه آب نخود سرو میکنیم!... خوراک اصلی این مردم نچفسکو است.

لباسهای محلی و دستور زبان و ...

در واقع کد اینها رو از پاورچین گرفتیم و داریم بسطش می دهیم. نویسنده ها مشغول طراحی شخصیتها هستند.

 

- اسم کار جدیدتان چه خواهد بود؟

 

- شاید ته چین!

 

 

    

یکی بود ، یکی نبود!

 

ماجرا از این قرار است که :

 

در زمانی نزدیک به پنجاه سال پیش ،« کیانوش استقرار زاده » - روزنامه نگار- به جرم نوشتن مقاله ی سیاسی علیه رژیم وقت ،به مکانی بدآب و هوا تبعید میشود؛ امّا در میانه ی راه از دست مأموران دولت می گریزد و پس سرگردانی در بیابان توسط شخصی به نام « شیرفرهاد » به روستای « برره » راه میابد و ادامه ی ماجرا...

 

- چه جالب!. از قرار معلوم این ته چین ِ شما باید بسیار لذیذ باشد!

 

- ته چین نه!.... اسم کار تغییر کرد.

 

- اِاِاِ.... جدی می فرمایید؟؟؟؟؟  پس لابد یک «چین ِ» دیگر... پرچین؟... گلچین؟... دارچین؟... بلدرچین؟ ... یا....؟؟؟

 

- هیچ کدام .   " شبهای برره "

 

- عجب !...

 

 

 

آخرین شبهای تابستان 1384

 

تیزر " شبهای برره " از تلویزیون پخش می شود.

مهران مدیری « خراسانی » می خواند.

 

 

 

دوم مهرماه 1384/ شبکه ی سوم سیما / ساعت «30: 10»  شب.

 

اولین قسمت شبهای برره روی آنتن می رود.

 

سکوت!

 

 

پچ پچ های شوم آغاز می شود.

 

- ده قسمت  گذشته و آب از آب تکان نخورده. ( مکث ) جریان چیست؟

 

- عجله نکنید! برای قضاوت زود است.

 

- مردم می گویند : چنگی به دل نمی زند!

 

-   فقط صبر!... داریم سعی مان را میکنیم.

 

ولی کاسه ی صبر مردم زود لبریز میشود.

 

- (سکوت)

 

 

زمزمه های اعتراض و قیچی شبکه!

 

 

- دعوای برره ای را حذف کنید.

نخودچی خوران هم نداریم. لباس شیرفرهاد باید عوض شود. به جای واژه ی« آب نخود» از واژه ی «چای نخود» استفاده شود!. اسم « نظام » را به دوبرره تغییر دهید.

شیرفرهاد و کیانوش پهلوی هم نخوابند. لیلون جوجو نشود!. طغرل نماینده ی دولت فاسد رضا شاه معرفی شود...

 

- ولی...

 

- هیچ گونه اعتراضی وارد نیست!!!

- متوجهم ! ... اختناق.

- نخیر آقا!... فقط مصلحت.

- ( نیش خند.)

 

 

 

سیل انتقاد ها.

 

- والدین اعتراض کرده اند .

 دانشجویان یاسوجی خواستار توقف سریال شده اند.

 منتقدین ابراز نارضایتی کرده اند.

 اساتید ِ  ادبیّات فارسی نگرانی خود را از تخریب زبان  و فرهنگ ایرانی ابراز داشتند.

 نمایندگان مجلس... روزنامه نگاران...و... 

از همه مهمتر آقای داریوش کاردان فرمودند : خنداندن مردم به چه قیمتی؟؟؟!

 

-  بزها را فراموش کردید !

 

- آه! ... بله ،  بزها.

 

 

 

 

ورق بر می گردد!...........

سیل تبریک و هوووورررراااااا ... و زنده باد و جایزه!

 

-    آقا چه کردید؟!! تلفن پشت تلفن ، نامه پشت نامه ، ایمیل پشت ایمیل... پر از  پیامهای محبت آمیز و عشقولانه برای شما و سریالتان. نقدهای مثبت ، گویا مخالفین هم مجاب شده اند.

     ما پیروز شدیم.

 

-         « ما »؟؟؟؟!!!!!!

 

-         ( مِن مِن ...) آره دیگه... منظورتان چیست؟؟؟؟...

 

-         هیچی !( چشمک)

 

 

 

جو گیری ، کاسبی ،  سودجویی

 

اسکناسها ی برره ، عروسکهای برره ، پوستر های برره ، عکس برگردان های بازیگران شبهای برره، لباسهای برره ای به بازار آمد.

دیگر پدیده ها:

فلافل شبهای برره!!! آگهی به زبان برره ای... جک برره ای ،   اس.ام.اس ، آفلاین ، پیغام و پسغام  به زبان برره ای.

 

 

 

 

 

و ناگهان ، پایان.

 

 خبر : شبهای برره که قرار بود پس از پایان عزاداری و ایّام محرم از سرگرفته شود برای همیشه به پایان رسید.

 

( شوک ، تعجب ، ناراحتی ! ) .

 

تأیید خبر: پایان ِ« شبهای برره با توافق من و شبکه انجام گرفت و هیچ اختلافی نیست!»

 

 

 

   Tamoom shod ..!!!  )) ))

 

 

تموم شد!

 

 

نرگس - NargesRostami@Yahoo.com

 


 


برای دریافت پوستر اینجا کلیک کنید