علیرضا ...
یادداشت و هدیه ای برای یک روز خاص
یادمه اون اوایل ،حدود سه چهار سال پیش وقتی با وبلاگ مدیری فنزیش و بعدها گروه مدیری فنزیش آشنا شده بودم ، مثل همه تازه واردای اون موقع میخواستم باهاش کل بگیرم که زیادی واسه خودش میدون باز نکنه ...
اما اون مثل بقیه نبود ، سرش به کار خودش بود ، بین همه ی هوادارای مدیری که من در اون مدت خالص و ناخالصیشون دستم اومده بود، خیلی قرص و محکم وبلاگ و گروهشو می چرخوند و همیشه حضور مستمر داشت...
یکی دو سالی طول کشید و خیلی اختلاف عقیده و حتی بحثها بینمون پیش اومد ...
تا وقتی که اون اتفاق افتاد...مشکلی که خیلی چیزها رو واسه من زیر رو کرد... و به قول گفتنی منو از اون بالا کشید پائین...اینکه اون اتفاق چی بود و کجای زندگی من خودشو نشون داد مهم نیست ...
اما اون دوستی که فکر میکردم ممکنه دیگه دوستیش برام نمونه... بیشتر از همیشه و بیشتر از هر کس دیگه ای خودشو و معرفتشو بهم نشون داد...
حالا خیلی وقته که اون وبلاگ مدیری فنز ، سایت شده و از اون گروه مدیری فنز خیلیها رفتن و خیلیهای دیگه جاشونو پُر کردن و اینکه خیلی چیزها تغییر کرده....
شاید حتی خود ما....
اما اون در تموم این سالها برای هنر و علاقه ای که داشت بی هیچ چشمداشتی فعالیت کرد، همیشه با دست پُر و با کاملترین و جدیدترین اخبار و خواندنی ترین نوشته ها، هواداران هنرمندشو خوشحال و راضی نگه داشت....
همین براش کافی بود و باارزش...
مدتی پیش که بهش گفتم مهران مدیری از من حالتو پرسیده...یکم رفت توی خودش...بهم گفت چون من رفیق توام حالمو از تو میپرسه؟...
بهش گفتم خودت بارها و بارها مدیری رو دیدی و اون تو رو خوب میشناسه و میدونه که تو با بقیه هواداراش فرق میکنی...اما باز بهم گفت: "کاش اینم میدونست که من قبل از اونکه رفیق تو بشم ؛ دوستدار و هواخواه اون بودم...کاش اینم میدونست که همون سال هفتاد و هفت با اینکه هنوز سنی نداشتم اما هنرشو و متفاوت بودنشو تشخیص دادم و از اون روز تا امروز بهش اعتقاد دارم"...
اون روز یکم واسم گرون دراومد که بهم گفته بود قبل از اینکه رفیق تو باشم...
اما وقتی بهش قکر کردم دیدم کاملا حق داره....
همونوقت بود که فهمیدم اونم مثل من و مثل خیلی از کسایی که بیشتر وقت و دغدغه زندگیشون صرف هنر و پرداختن به اون میشه، کودکی و نوجوانی خاصی داشته....
هنوز صدای تارشو نشنیدم ولی میدونم دلبستگی غریبی به موسیقی سنتی داره...
میدونم آرشیو موسیقی سنتی اون از گذشته تا امروز تقریبا بی نظیره... میدونم از وبلاگ تحریرش و نوشته هاش تقریبا بین وبلاگ نویسهای موسیقی به عنوان مرجع یاد میشه...
میدونم وقتی و علاقه ای که برای نوشتن و پویندگی هنر و روحش در تموم این سالها صرف کرده، تعداد خیلی کمی از هم نسلهای ما روزهاشونو صرفش میکنن.. نسلی که فقط میخوان زمانشون رو به هر طریق آسون و پوچ ِ دم دستی بگذرونن که فقط بگذره... بدون اینکه براشون فکری یا تنهایی به جای بگذاره....
میخوام خیلی حرفهای ناگفتنی رو بگم اما چون نمیشه گفت نمیگم....
میخوام خیلی چیزها بنویسم اما چون نمیشه نوشت نمینویسم....
میخوام فقط یه یادداشت بمونه...برای اون..."علیرضا"...
علیرضای مدیری فنز...علیرضای سیاوش...
و بالاخره اخوی خودم...."علی"....
میخوام بهت بگم اگه مهران مدیری باعث رفاقتمون شد ، اگه با این هواداری مشترک تو رو شناختم....
اما خیلی چیزای باارزش دیگه به دست آوردم..." دوستی تو "...
میخوام بهت بگم ،هنرمندی که سالها برای خودش و هواداراش وقت گذشتی و فعالیت کردی اگه دستتو فشرد و بهت گفت میخواد بیشتر همراه و یارش باشی... نشون لیاقت ، معرفت و صداقت و خلوص نیتت بود...
میخوام بهت بگم هر جا که باشم همیشه این روزو ، امروزو یادمه... روز تولدت...۱۴ اسفند...
حتی اگه هدیه ام یه یادداشت باشه که خودتم تا این لحظه که دارم مینویسم و پاسی از شب گذشته، ازش خبر نداری...ولی میخوام همه بخونن و برای "تو" بمونه...
تولدت مبارک رفیق لحظه های شادی و غم من
» کیان
و امّا:
به مناسبت سالروز تولد رفیق گلم
داغ ترین و جدید ترین خبر منتشر نشده را از "مهران مدیری" به علیرضا و همه ی هواداران خوب سایت مدیری فنز هدیه میکنم.
"در مورد خبر ساخت تله فیلم های پنج قسمتی باغ مظفر در ایام نوروز با اینکه در این مورد صحبتهایی میان این گروه و شبکه صورت گرفت اما نهایتا مهران مدیری از ساخت این مجموعه نوروزی منصرف شد
و ادامه باغ مظفر را به بعد از نوروز و آن هم به صورت انتشار سی دی های مجزا موکول کرد....
قابل توجه دوستانی که در پست قبلی از مطلب اینگونه برداشت کرده بودند که باغ مظفر در روزهای عید به روی آنتن میرود...
همانطور که گفتم اهالی باغ مظفر در فصل بهار برمیگردن....اما به شکل و سیاقی دیگر و آن هم نه در تلویزیون ....
اما مهران مدیری در حال حاضر مشغول بازی در فیلم سینمایی از کمال تبریزی است (همیشه پای یک زن در میان است ) که چند روزی از آغاز فیلم برداری آن میگذرد ، در این فیلم سینمایی مهران مدیری در نقش وکیل پایه یک دادگستری و با تیپ و شخصیتی جذاب و جدید و گریمی متفاوت هنر خود را در عرصه بازیگری سینما به منصه ظهور میگذارد.
از دیگر بازیگران این فیلم میتوان از رضا کیانیان، گلشیفته فراهانی، حبیب رضایی و جمعی دیگر از هنرمندان نام آشنای سینمای ایران نام برد. فیلم نسبت به شخصیتها در ژانری متفاوت از جدی و کمدی ساخته میشود و با فیلمنامه ی قوی آن میتوان اثر خوب دیگری را از این کارگردان خوش نام انتظار داشت...."
اکنون پس از مدتها او در نقش بازیگر و در "اثر" کارگردانی خوش سابقه باز هم به سینما بازمیگردد تا نگاه مردم و منتقدان را اینبار به هنر بازیگری خود بر روی پرده سینما جلب کند. سینمایی که مخاطبانش سخت گیر است و بهترین ها را ماندگار میکند ...
فاصله گیری از تلویزیون و برنامه سازی های ممتد آن و تجربه ای دیگر در عالم سینما ...
این همان قدمی است که مهران مدیری مدتها در صدد برداشتن آن بود.
و
سینما....دریچه ای متفاوت در کارنامه ی هنری مهران مدیری ....
شاید این همان پله ای باشد که او را به ساختن فیلمش در این عرصه ی اعجاب انگیز نزدیک تر میکند....
شاید به روزهای نیل به آرزو و خواسته ی قلبی این هنرمند نزدیک میشویم...
خلق یک اثر سینمایی، دغدغه ی آشنای مهران مدیری ...
به روزهایی که به گفته خودش همان اثری را بسازد و در آن حضور داشته باشد که حقیقتا "میخواهد"...
شاید به جلوه ی هنری خود "مهران مدیری" نزدیک میشویم...
به هر آنچه که تا به امروز از او و در او ندیده ایم.......
شاید نه!... اینبار قطعا منتظریم.
کیان - kiyan[at]modirifans[dot]com