اگر از باغ مظفر ننویسیم و این مجموعه به پایان رسد ، فرصت بیان دیدگاهمان را نسبت به یکی از آثار خوب مهران مدیری از دست داده ایم... نگاهی کلی و گذرا به برنامه ای که از همان روزهای پیش تولید با حاشیه های بسیار شروع شد و اکنون در جریانی آرام و بی هیاهو جای خود را در بین مخاطبانش پیدا کرده است:

» باغ مظفر و آغاز:
دیگر کمتر کسی است که نخوانده و نشنیده باشد که طرح باغ مظفر در روزهای پیش تولید به علت برخی مسائل و مشکلات و محدودیتها از شاهزاده های قاجار به شکل کنونی تغییر پیدا کرد...بسیاری بر این گمان بودند که این تغییر ناگهانی در هفته های آخر مانده به پخش قطعا به ساختار و برنامه ریزی های کارگردان و نویسندگانش لطمه ای جبران ناپذیر وارد خواهد کرد و دیگر نمیتوان به خلق اثری متفاوت امیدوار بود... اما باغ مظفر که اینبار طراح اصلی آن خود مهران مدیری بود با تغییر شکلی و نه محتوایی داستان و شخصیتها ، کلید خورد و با ضبط ده قسمت از مجموعه بار دیگر مدیری به روال دیگر آثارش،به بازتاب عکس العمل مخاطباش نشست... و باغ مظفر آغاز شد با رگه هایی از تفاوت ها و نوع آوری ها ...

» باغ مظفر و شخصیتها:
یکی از دوستان اهل قلم در مورد شخصیهای باغ مظفر میگفت: "یک نفر از این بازیگرانی که مدیری با این نوع از کاراکتر و بازی در برنامه اش گنجانده است خود به تنهایی برای به دوش کشیدن بار طنز یک مجموعه تلویزیونی کفایت میکند!...." هر چقدر که باغ مظفر به روزهای اوج خود نزدیک تر میشود و شخصیتها بیشتر خودشان را پیدا میکنند به نظر این دوست بیشتر ایمان می آورم...
 نصرا... رادش در تیپ متفاوت و غیرقابل پیش بینی حیف نان ، محمد رضا هدایتی در نقشی باز هم متفاوت و دوست داشتنی منصور ، کامران با بازی روان و مانوس سیامک انصاری ، سحر جعفری جوزانی و شقایق دهقان با حضوری محکم و خردمندانه در داستان و بالاخره شخصیت جالب و گیرای خان مظفر با بازی مهران مدیری... و در این چند قسمت اخیر رضا شفیعی جم و استعداد شگرف او در تیپ سازی... تمام اینها را اگر کنار هم بچینیم خواهیم دید که مهران مدیری برای هر چه پُربارتر کردن فضای طنز باغ مظفر بهترین ها را با ساختار شخصیتی قوی و بجا و بخردانه جلوی دوربین برده است....شخصیتهایی که به جرات میتوان گفت بارزترین وجه موفقیتشان "متفاوت" بودنشان است... تا راوی بتواند به سبک همیشه وفادار مدیری(فاصله گذاری و ارتباط مستقیم با بینندگان) داستانی از باغ مظفرِ طناّزان را برایمان روایت کند...

» باغ مظفر و درون مایه های ساختاری:
مهران مدیری در جدیدترین مجموعه اش همچون دیگر آثارش از تلفیق کمدی موقعیت و کلامی بهره برده است که در باغ مظفر پُررنگ تر از سایر برنامه هایش از هر دوی اینها در راستای هم و تقریبا به یک نسبت سود جسته است...جمع نویسنگان نام آشنای مجموعه های روتین او و پختگی و تجربه اندوزی نویسندگانش در این مدت (به خصوص امیر مهدی ژوله و خشایار الوند) و همگونی و همسویی آنان با ایده ها و نقطه نظرات کارگردان ، یکی دیگر از عوامل موفقیت باغ مظفر است... فاصله گرفتن از بداهه پردازی و وفادار بودن به متن و از طرفی آزاد گذشتن بازیگر در ارائه بازی مقبول ، یکی از شگردهای مدیری در طنزپردازی است...مدیری با وسواسی که در تولید و ضبط این مجموعه به کار گرفت ، درون مایه های ساختاری داستان را قوت بخشید ، به شکلی که هیچ کدام از سکانسهای باغ مظفر برای بیننده یکنواخت و تکراری نشود، حفظ تنوع و ریتم تند در این مجموعه باعث میشود بیننده گذشت زمان را احساس نکند و با هر هر کدام از شخصیتها ، مکانها و اتفاقات ارتباط تازه ای برقرار کند... لوکیشن خانه ی مظفر خان و منصور خان ، لوکیشن اداره و اتاقهای مجزای خانه و فضای زیبای باغ و همچنین دقت در انتخاب لباسهای بازیگران و نوع گریم آنها ، همه و همه نوید تصویر تازه و متنوعی  را از زمان و مکان و شخصیتها و از دید دوربین مجموعه به مخاطبانش میدهد و بیننده را در هر نما  به تعقیب هر لحظه از داستان سوق میدهد...

» باغ مظفر و شتاب زدگی؟
 با اینکه روز پخش شدن برنامهای روتین آن هم از نوع طنز به نزدیک شدن سلیقه مخاطبان و اعمال نظر در اینگونه برنامه ها ، به خصوص اگر برنامه ی مهران مدیری باشد تاثیر بسزایی دارد ، اما باغ مظفر از آن دست آثار مهران مدیری است که حقیقتا حیفمان می آید که همچون سایر مجموعه های روتین او دستخوش شتابزدگی و لطمات روزپخشی گردد...دقت نظر و وسواسی که کارگردان این مجموعه در قسمتهای نخستین ضبط برنامه و شروع باغ مظفر به رخ همگان کشید، از چیدمان دکورها و لوکیشن به شیوه ای سنتی و زیبا تا شکل گیری متفاوت و قوی شخصیتها ، قطعا پشتوانه ی ادامه این مسیر بوده است... اما باید دید اکنون که مدتی از روز پخش شدن این سریال میگذرد ادامه این جریان در این وسواس نظر و عملکردِ تا به امروز قابل قبول این گروه، تاثیر خواهد گذاشت یا خیر...
هر چند پیوستن گویا خارج از برنامه ی بهنوش بختیاری و نقش دوگانه و اغراق آمیز آن به مجموعه و کسالت مهران مدیری و کمرنگ شدن شخصیتهای محبوب و متنهای خالی از شوخی در چند قسمت از باغ مظفر ، و افت و خیز متنهای نویسندگان که گاهی بسیار قوی و جذاب نوشته میشد و قسمت بعد به یکباره افت میکرد ، این مجموعه را به سمت سراشیبی و رکودی ناخوشایند نسبت به قسمتهای اولیه پیش میبرد ، اما مهران مدیری باز هم  با تیز هوشی همیشه به موقع و آگاهانه ، با ورود رضا شفیعی جم و طراحی و چیدمان قسمتهای مربوط به به این تیپ، باغ مظفر را باز هم به روزهای اوج نزدیک کرد....
هر چند هنوز قسمتهایی از داستان(مثل پرداخت دقیق و قوی تر به اینکه چه کسی در پشت پرده فروش باغ مظفر است) و بسیاری از سکانسها که بیننده احساس میکند جای کار بیشتری برای شوخی و طنز دارد ، یکباره رها میشود و در اینجاست که میتوان این شتاب زدگی را احساس کرد  و افسوس خورد که اگر فرصت بود میتوانست حتی بهتر از این باشد... چرا که مهران مدیری بارها ثابت کرده است که با فرصت بیشتر میتواند حتی از سوژه ها و متنهای خالی از شوخی ، پرداختی طنز آمیز ، هنرمندانه و دیدنی صورت دهد و دلمان میخواست او زمان بیشتری برای ساخت داشته باشد چرا که توانائی و خلاقیتش را در ارائه برنامه ای بی نقص به اثبات رسانده است و باز هم افسوس اگر این زمان باز هم از کف او برود و چنین نشود...

» باغ مظفر و تبلیغات:
تبلیغات باغ مظفر را میتوان به دو نوع تقسیم کرد؛ تبلیغات عمومی و دولتی برای آگاه سازی مردم و تبلیغات خصوصی و یا کارخانه ای...در نوع اول برنامه در رابطه با مصرف بهینه گاز و صرفه جوئی منابع نفتی کشور و یا در رابطه با مصرف ماهی و فواید آن به بیننده آگاهی میدهد و در نوع دوم اغلب کالای شرکتی و کارخانه ای برای مصرف و شناسایی به بیننده معرفی میشود... باغ مظفر تا به امروز توانسته است این تبلیغات را با حفظ طنز ساختاری برنامه، درون برنامه بگنجاند که نسبتا در این امر موفق هم بوده است.... به شکلی که تا حد مقدور از فضای داستان و جوّ آن بر بیننده جدا نشود...هر چند بسیاری از منتقدان و حتی مخاطبان به این شیوه تبلیغ در باغ مظفر معترض بودند و معتقد بودند که اینگونه تبلیغات باعث کاسته شدن ارزش هنری اینگونه آثار میشود و از طرفی به مخاطبین برنامه توهین میشود....
آنچه واضح است آن است که نه درایران و نه در هیچ کجای دنیا تبلیغات کالاهای مصرفی توسط هنرمندان حالا از هر نوع و شکل ، محبوبیت یک هنرمند و اثرش را به زیر سوال نبرده است....در مورد برنامه باغ مظفر نیز مانند بسیاری از برنامه های تلویزیونی ، بسیاری از این تصمیم گیریها به مدیریت شبکه و تهیه کننده مجموعه برمیگردد و مهران مدیری در نهایت به خاطر برنامه و به خاطر "خود مردم" و بینندگانش با این اجرای این تصمیمات در برنامه اش موافقت میکند،اما چرا میگویم به خاطر بینندگانش؟ چرا که ساخت یک برنامه روتین با بازیگران شاخص طنز و در فضایی که مورد توجه مخاطب باشه و گردآوری بهترین عواملی که بتوانند روز و شب کار کنند تا ما هر شب چهل و پنج دقیقه بخندیم، از اجاره مکان و وسایل و لوکیشن گرفته تا دستمزد صدها نفر و.... بسیار هزینه بر است.
 و مدیری به سراغ تهیه کنندگانی میرود که توانایی آن را داشته باشند، امکاناتی را برایش فراهم کنند تا بتواند مخاطبش را راضی نگاه دارد ، چون بارها و بارها گفته  که به شعور و نگاه سخت گیر بیننده برنامه اش سخت احترام میگذارد... و در عوض تهیه کنندگان برای اینکه بتوانند این خواسته ها را به نحو احسنت و اکمل فراهم کنند باید با شبکه برای تامین قسمتی از این مخارج به وسیله تبیلغات وارد مذاکره شوند.
 حال آیا  اگر قرار بود برنامه مدیری در خانه یا اتاقی با یک لوکیشن محدود هر شب ضبط و برای ما پخش شود و خبری از آن فضا و لوکیشنهای متعدد و دکورها و چیدمان رنگارنگ نبود، هیچ کس رغبت میکرد بیشتر از چند قسمت از برنامه را تماشا کند؟؟  به خصوص در این نوع برنامه ها که بیننده اگر تنوع و رنگ و فضا در برنامه نباشد خیلی زود ازدنبال کردن آن دلزده و خسته میشود...یا اینکه حالا که نظاره گر باغ مظفری است با زیباترین جلوه و سلیقه های بصری به اضافه تایم کوتاهی از تبلیغات؟؟ مسلما بیننده باغ مظفر را می پسندد.... و آمار شبکه از مخاطبان این برنامه تا به امروز بهترین تائید برای این مدعاست.
اما این را هم نباید از نظر دور داشت که برای استفاده اینگونه تبلیغات در برنامه ی طنز و هر شبی بسیار باید با دقت نظر و وسواس عمل کرد و تا حد امکان از طولانی شدن سکانسهایی که سنخیتی با موضوع و سیر داستان ندارند پرهیز کرد و دلزدگی بیننده ای را که با کار مشکل هر روز و هر شب و همزمانی ضبط و پخش ، به برنامه جلب میشود ،  فراهم نکرد...

» سخن کوتاه آنکه...
باغ مظفر مهران مدیری باز هم توانسته است با فضا و شخصیتهایی ملموس ، دوست داشتنی ، و جذاب جایگاه خود را بین مردم و صاحب نظران به خوبی پیدا کند و این میتواند باغ مظفر را هم مانند بسیاری از آثار  او در اذهان آنانی که مهران مدیری را یکّه تاز عرصه طنز تلویزیونی میدانند و میشناسند ماندگار و تثبیت کند...
آلفرد هیچکاک کارگردان بنام سینما در مصاحبه ای تلویزیونی به بییندگان و دوستداران آثارش گفت که بزرگترین دلهره و نگرانی که در زمان پخش فیلمش لحظه ای او را همچون کابوسی رها نمیکند این است که بیننده اش از دنبال کردن بقیه داستانی که او به عنوان کارگردان روایت گر آن است منصرف شود... به همین خاطر در تمام عمر کاری و هنری اش سعی کرده هر لحظه و دقیقه از اثرش بیننده را تا به انتها به دنبال خود بکشد و "او" تماشگرش را رها نکند!....
مهران مدیری گویا تنها کارگردان طنزی است که مخاطبینش را رها نمیکند و بیننده اش را شبهای متوالی و پی در پی با اشتیاق به دنبال خود میکشد...
 شاید مهران مدیری ما هم به خاطر همین دلهره و نگرانی "مهران مدیری" شده است....
او به خوبی میداند:
"شهرت آن چیزی است که باید به دست آورد و افتخار چیزی است که نباید آن را از دست داد..."

کیان kiyan@modirifans.com