کارشناسان و برره --- داریوش کاردان ، پدری که پیشرفت فرزندش را نمی پذیرد !

بهشت یا جهنم ؟
زرويي نصرآباد وقتش را براي ديدن شب هاي برره خالي مي كند
:: حظ مي برم
:: حظ مي برم
نصرآباد شاعر و طنزنويس معاصر معروف به ملانصرالدين، نويسندة تذكره المقامات و افسانه هاي امروزي
از نويسنده هاي قديمي گل آقاست و مسؤول طنز حوزه هنري. بعد از دو بار حواله شدن به نيم ساعت ديگر، توانستيم با زرويي نصرآباد صحبت كنيم. شب هاي برره از معدود برنامه هاي تلويزيوني است كه نصرآباد به صورت پيگير مي بيند. نصرآباد روية اين كار را مي پسندد و به قول خودش با اين كه با شيوة كارشان آشنا است، ولي با افراد گروه برره آشنايي ندارد و به هر حال، آن ها را تحسين مي كند. نصرآباد خيلي صميمانه جواب سؤال هاي ما را داد.
از نويسنده هاي قديمي گل آقاست و مسؤول طنز حوزه هنري. بعد از دو بار حواله شدن به نيم ساعت ديگر، توانستيم با زرويي نصرآباد صحبت كنيم. شب هاي برره از معدود برنامه هاي تلويزيوني است كه نصرآباد به صورت پيگير مي بيند. نصرآباد روية اين كار را مي پسندد و به قول خودش با اين كه با شيوة كارشان آشنا است، ولي با افراد گروه برره آشنايي ندارد و به هر حال، آن ها را تحسين مي كند. نصرآباد خيلي صميمانه جواب سؤال هاي ما را داد.فاطمه عبدلي
اين كار، مخاطب را مي تواند جذب كند. كار قابل توجهي است. انتقادات و تعريف هاي به جا و بيجا از اين برنامه، يعني اين كه توجهي برانگيخته شده. آن هم وقتي همزمان با اين برنامه، مجموعه هاي بي خاصيت ديگري هستند كه شروع مي شوند و تمام مي شوند، بدون اين كه كسي متوجه آن ها بشود. پس در عام جامعه (منظور عوام نيست) كه تلويزيون را نگاه مي كنند، اين كار تأثيرگذار است.
بررة شما مبارك
با توجه به نوع فعاليت خودم مي توانم بگويم اين كار به تعاريف طنز پايبند بوده و حريم هاي طنز را رعايت مي كند. تا به حال هم موفق عمل كرده. به صورت ريشه اي، مشكلات تاريخي اجتماع را بيان مي كند. گاه به گاه به در و ديوار سياست هم مي زند. جهت گيري شب هاي برره و موضوعاتي مثل آداب و رسوم . اشتباهاتي كه رويش انگشت مي گذارند مثل خرافه پرستي . آداب بي ربط كه نه در فرهنگ و نه در مذهب ما ريشه دارد. اخلاق مرسوم مردم، دروغ گفتن، تملق كردن، جنگ و آشوب طلبي، پول دوستي و كوتاه فكري. همه و همه چيزهايي است كه تا به حال، جاي كار بسيار داشته و طنزپردازان ما از آن غفلت كرده اند و فقط به دغدغه هاي سياسي پرداخته اند. اما يك برنامة تلويزيوني به چيزهايي پرداخته كه مثل سرطان و خوره دارد جامعه ما را مي پوساند. انگشت گذاشتن روي اين مسائل، كار مبارك و فرخنده اي است.
بررة شما مبارك
با توجه به نوع فعاليت خودم مي توانم بگويم اين كار به تعاريف طنز پايبند بوده و حريم هاي طنز را رعايت مي كند. تا به حال هم موفق عمل كرده. به صورت ريشه اي، مشكلات تاريخي اجتماع را بيان مي كند. گاه به گاه به در و ديوار سياست هم مي زند. جهت گيري شب هاي برره و موضوعاتي مثل آداب و رسوم . اشتباهاتي كه رويش انگشت مي گذارند مثل خرافه پرستي . آداب بي ربط كه نه در فرهنگ و نه در مذهب ما ريشه دارد. اخلاق مرسوم مردم، دروغ گفتن، تملق كردن، جنگ و آشوب طلبي، پول دوستي و كوتاه فكري. همه و همه چيزهايي است كه تا به حال، جاي كار بسيار داشته و طنزپردازان ما از آن غفلت كرده اند و فقط به دغدغه هاي سياسي پرداخته اند. اما يك برنامة تلويزيوني به چيزهايي پرداخته كه مثل سرطان و خوره دارد جامعه ما را مي پوساند. انگشت گذاشتن روي اين مسائل، كار مبارك و فرخنده اي است.

برگ برندة شب هاي برره
بپذيريم كه مهران مديري يا هر كس ديگر كه در اين مجموعه ايده مي دهد و كار را مديريت مي كند، آدم با استعدادي است كه توانسته از يك تداركات چي معمولي، يك بازيگر خوب و موفق بسازد. در صورتي كه چند سال پيش در همين شبكه، كار طنزي بود كه از بزرگ ترين هنرمند طنز كشورمان هم نتوانسته بودند بازي خوبي در نقش يك آبدارچي بگيرند. البته نمي شود انكار كرد كه كار، نقطه ضعف هايي هم دارد.
ضعف برره اي
نقطه ضعف ها را نمونه اي نمي شود گفت. ولي اگر فيلم نامة نوشته شدة كار، يك بازنگري مي شد، از همين ضعف ها كه در بازيگري خودش را نشان مي دهد، نجات پيدا مي كرد. از نظر نكات فني كار هم مواردي مثل افتادن ساية بوم صدا در تصوير و بعضي سوتي ها تا دلتان بخواهد و به مراتب بيشتر در باقي برنامه ديده مي شود. به هر حال، يك مسأله كه در متن رخ مي دهد را با يك پرداخت خوب مي شود رفع كرد. ضعف ها برجسته نيست، چون كار آقاي قاسم خاني، كار بسيار مشكلي است.
بپذيريم كه مهران مديري يا هر كس ديگر كه در اين مجموعه ايده مي دهد و كار را مديريت مي كند، آدم با استعدادي است كه توانسته از يك تداركات چي معمولي، يك بازيگر خوب و موفق بسازد. در صورتي كه چند سال پيش در همين شبكه، كار طنزي بود كه از بزرگ ترين هنرمند طنز كشورمان هم نتوانسته بودند بازي خوبي در نقش يك آبدارچي بگيرند. البته نمي شود انكار كرد كه كار، نقطه ضعف هايي هم دارد.
ضعف برره اي
نقطه ضعف ها را نمونه اي نمي شود گفت. ولي اگر فيلم نامة نوشته شدة كار، يك بازنگري مي شد، از همين ضعف ها كه در بازيگري خودش را نشان مي دهد، نجات پيدا مي كرد. از نظر نكات فني كار هم مواردي مثل افتادن ساية بوم صدا در تصوير و بعضي سوتي ها تا دلتان بخواهد و به مراتب بيشتر در باقي برنامه ديده مي شود. به هر حال، يك مسأله كه در متن رخ مي دهد را با يك پرداخت خوب مي شود رفع كرد. ضعف ها برجسته نيست، چون كار آقاي قاسم خاني، كار بسيار مشكلي است.
پچ پچ هاي برره
نقطه ضعف كلي كه به اين كار مي گيرند، سخره گرفتن مليت و قوميت هاست. در صورتي كه من اعتقادي ندارم. خودم يزدي هستم، ولي اصلا تصور نمي كنم در اين كار به يزد توهين شده است. من اصلا اين قداست قائل شدن براي لهجه را درك نمي كنم. از مريخ كه كسي نمي آيد كه در فرهنگ ما كارها را خراب كند. از كرد و ترك و شيرازي و لر و يزدي و مشهدي و كرمانشاهي و شمالي و .... همه مردم همين كشور هستيم. به نظر من جنبة مردم ما كم است و بايد بالا برود.
نمرة برره
من نمي گويم اين برنامه فوق العاده و بي نظير است و مهر تأييد بر همة جوانب آن نمي زنم. اما انصافا از ديدن آن حظ مي برم. اتفاقا چون كار خودم طنز است، بايد منتقدانه تر حرف بزنم و حرف هايم سر به عناد بزند. ولي منصفانه اش اين است كه غير از تعريف و تشكر، كاري نمي توانم بكنم. به عنوان مخاطب، شب ها وقت خودم را خالي مي كنم و آن را نگاه مي كنم.
نقطه ضعف كلي كه به اين كار مي گيرند، سخره گرفتن مليت و قوميت هاست. در صورتي كه من اعتقادي ندارم. خودم يزدي هستم، ولي اصلا تصور نمي كنم در اين كار به يزد توهين شده است. من اصلا اين قداست قائل شدن براي لهجه را درك نمي كنم. از مريخ كه كسي نمي آيد كه در فرهنگ ما كارها را خراب كند. از كرد و ترك و شيرازي و لر و يزدي و مشهدي و كرمانشاهي و شمالي و .... همه مردم همين كشور هستيم. به نظر من جنبة مردم ما كم است و بايد بالا برود.
نمرة برره
من نمي گويم اين برنامه فوق العاده و بي نظير است و مهر تأييد بر همة جوانب آن نمي زنم. اما انصافا از ديدن آن حظ مي برم. اتفاقا چون كار خودم طنز است، بايد منتقدانه تر حرف بزنم و حرف هايم سر به عناد بزند. ولي منصفانه اش اين است كه غير از تعريف و تشكر، كاري نمي توانم بكنم. به عنوان مخاطب، شب ها وقت خودم را خالي مي كنم و آن را نگاه مي كنم.
صالح علا اعتقاد دارد مهران مديري آرش كمانگير زمان ماست

::يك نقطه عطف تاريخي
فاطمه عبدلي
اول به اين دليل كه مهران مديري و تيمشان در گذشته با من كار كرده اند و من برايشان احترام زيادي قائل هستم و به نظرم از معدود كساني هستند كه كارشان را بلد هستند و اصلا كار تلويزيوني مي كنند. دليل مهم تر، اين كه شب هاي برره يك نقطة عطف تاريخي در كارهاي طنز است. به خاطر اين كه در اين مجموعه، هم سعة صدر مردم و هم شجاعت تلويزيون، بيشتر مي شود. چنان چه من سراسيمه چند قسمت از اين كار را ديدم، گويا يكي از شخصيت ها كه آقاي انصاري، آن را بازي مي كنند (كه خيلي هنرمند هم هستند) روزنامه نويس سياسي است كه تبعيد شده. اين تا به حال در تلويزيون و مطبوعات ما سابقه نداشته است. اين يعني حوزة فعاليت طنزي گسترده تر شده است كه واقعا اتفاق مبارك و ميموني است. وقتي اين موضوع براي تماشاچي انبوه در خيل مردمان سراسر كشور پخش مي شود، وقتي يك گروه برنامه ساز بتواند ظرفيت اجتماعي طنز را بالا ببرد، بتواند مرز خط قرمزها را آن ورتر ببرد، واقعا نقطة عطف و اميدواركننده و اتفاق نادري در طنز به وجود آورده است.
سه قسمت جذاب ديگر كار هم استفاده از نشانه شناسي و تأويلات و اين كه سراغ روستاها و آن فرهنگ و پوشش رفته اند، به نظرم جذاب است.
سه قسمت جذاب ديگر كار هم استفاده از نشانه شناسي و تأويلات و اين كه سراغ روستاها و آن فرهنگ و پوشش رفته اند، به نظرم جذاب است.
مهران كمانگير
مهران مديري، آرش كمانگير زمان ماست، چرا كه مرز نگفتني هاي طنز را گسترش داده است. اما مشكل بزرگ من در برنامه سازي با آقاي مديري و همكارانش هميشه كار فني و نحوة اجراي كارشان است. من قبلا فكر مي كردم دليلش مشكل كمبود بودجه است. اما از روزنامه ها باخبر شدم كه بودجة خوبي هم دارند. در همين سريال متهم گريخت آقاي عطاران توانسته به چه زيبايي، طنز را در عمل بياورد. بزرگ ترين مشكل طنز سرزمين امروز ما اين است كه مي خواهيم طنز را در گفت وگو سامان بدهيم. اين، ساده ترين كار است.
مهران مديري، آرش كمانگير زمان ماست، چرا كه مرز نگفتني هاي طنز را گسترش داده است. اما مشكل بزرگ من در برنامه سازي با آقاي مديري و همكارانش هميشه كار فني و نحوة اجراي كارشان است. من قبلا فكر مي كردم دليلش مشكل كمبود بودجه است. اما از روزنامه ها باخبر شدم كه بودجة خوبي هم دارند. در همين سريال متهم گريخت آقاي عطاران توانسته به چه زيبايي، طنز را در عمل بياورد. بزرگ ترين مشكل طنز سرزمين امروز ما اين است كه مي خواهيم طنز را در گفت وگو سامان بدهيم. اين، ساده ترين كار است.برره راديويي
طنزي كه در برره است، يك طنز راديويي است. چون فقط ديالوگ مي گويند. كار سهل و ممتنعي است و پيش پا افتاده. چون كار، زيباشناسي تصويري ندارد، جذابيت اش در طنز عملي آن نيست. در صورتي كه آقاي عطاران در متهم گريخت، همان جذابيت را در ميزانسن و اين فكت را در عمل و اجرا درآورده است. چيزي كه برخلاف غرب، در سينما و تلويزيون ايران جايش مفقود است. بزرگ ترين مشكل و ايراد طنز آقاي مديري، اين است كه مي خواهند بنشينند و فقط با حرف هاي خوشمزه، ديالوگ بگويند.
طنزي كه در برره است، يك طنز راديويي است. چون فقط ديالوگ مي گويند. كار سهل و ممتنعي است و پيش پا افتاده. چون كار، زيباشناسي تصويري ندارد، جذابيت اش در طنز عملي آن نيست. در صورتي كه آقاي عطاران در متهم گريخت، همان جذابيت را در ميزانسن و اين فكت را در عمل و اجرا درآورده است. چيزي كه برخلاف غرب، در سينما و تلويزيون ايران جايش مفقود است. بزرگ ترين مشكل و ايراد طنز آقاي مديري، اين است كه مي خواهند بنشينند و فقط با حرف هاي خوشمزه، ديالوگ بگويند.
مهران مديري آرش كمانگير زمان ماست، چرا كه مرز نگفتني هاي طنز را گسترش داده است

جاي خالي داونه
جاي خالي جواد رضويان احساس مي شود. اصلا طوري كه من فهميدم، اين زبان برره اي را رضويان افتتاح كرده است. اگر خودش دوباره بود، خيلي بهتر و جذاب تر مي شد. گويا مبتكر اين ماجراهاي برره هم خودش بوده است.
نمرة برره
سريال، چند نقطة بسيار مهم در تاريخ طنز رسانه اي ما دارد كه گفتم. اما به طور كلي، نمرة خوبي نمي گيرد. اصول دراماتيك را مميزي كنيم، تفاوت چنداني با كارهاي قبلي مديري ندارد.
سريال، چند نقطة بسيار مهم در تاريخ طنز رسانه اي ما دارد كه گفتم. اما به طور كلي، نمرة خوبي نمي گيرد. اصول دراماتيك را مميزي كنيم، تفاوت چنداني با كارهاي قبلي مديري ندارد.
نصيحت هاي برره اي
با نصيحت هايي در باب دروغ و تهمت و چاپلوسي و غيره كه در رسانه كار مي شود، مخالف هستم. چون اين تنبه و نصيحت رواست و اثر عكس مي دهد. بايد اين موضوعات، تلويحي و اشاري ساخته شود. اين رويكردها، ديگر نخ نما و عمدي است. مردم از نصيحت گريزان اند.
با نصيحت هايي در باب دروغ و تهمت و چاپلوسي و غيره كه در رسانه كار مي شود، مخالف هستم. چون اين تنبه و نصيحت رواست و اثر عكس مي دهد. بايد اين موضوعات، تلويحي و اشاري ساخته شود. اين رويكردها، ديگر نخ نما و عمدي است. مردم از نصيحت گريزان اند.
حداد عادل (رئيس مجلس شوراي اسلامي): در شب هاي ماه مبارك رمضان، سريال شب هاي برره از تلويزيون پخش مي شود و اگر شبي بنده بخواهم در منزل، صحبت هاي خودم را گوش بدهم و يا بخواهم ديگران هم برنامه هاي بنده را ببينند، زورم به خانوادة خودم نمي رسد و آن ها به جاي شنيدن حرف هاي من، ترجيح مي دهند شب هاي برره را ببينند.
محمدعلي ابطحي (معاون سابق رئيس جمهور): نبايد طنزپردازان را از استفاده از لهجه ها، محروم كرد. همين زبان برره اي، يك بار ديگر هم در تلويزيون مطرح شد، ولي آسيبي به زبان فارسي نزد.
هادي معيري نژاد (دبير سرويس تلويزيون مجلة سروش): برره جايي به جز ايران نيست و سريال شب هاي برره در واقع، نقد عملكرد رفتار ايرانيان است.
داریوش کاردان و نادیده گرفتن حقیقت !
داريوش كاردان شب هاي برره را يك برنامه تلويزيوني هم به حساب نمي آورد !!!
:: اجباري نگاه مي كنم
داريوش كاردا ن پدر طنز جديد تلويزيوني (!!!) ما به حساب مي آيد و بيشتر چهره هاي طنز امروز
تلويزيون ازجمله مهران مديري كارشان را با او شروع كرده اند.به همين دليل به سراغ او رفتيم و او هم با صراحت نظرش را دربارة شب هاي برره گفت .فقط به دليل كمبود جا و طولاني بودن مصاحبه متأسفانه مجبور به حذف قسمت هايي از اين گفت وگو شديم.
تلويزيون ازجمله مهران مديري كارشان را با او شروع كرده اند.به همين دليل به سراغ او رفتيم و او هم با صراحت نظرش را دربارة شب هاي برره گفت .فقط به دليل كمبود جا و طولاني بودن مصاحبه متأسفانه مجبور به حذف قسمت هايي از اين گفت وگو شديم. امير قادري
همه چيز از برنامه نوروز 72 شروع شد كه شما و همكار مرحومتان، مهرداد خسروي دست به كار ساخت اش شديد. اين شروع دورة تازه اي از طنز تلويزيوني بود...
سال 1371، زيباكنار محل گذراندن تعطيلات براي كارمندهاي راديو و تلويزيون بود. روزهاي عيد، ما هم رفته بوديم آن جا. رئيس وقت زيباكنار برايم گفت كه ما اين جا يك فرستندة داخلي داريم. يك برنامة يك ساعتة شبانه بساز تا جماعت ببينند و روزهاي تعطيل، سرشان گرم شود. ما هم با يك دوربين بتاكم شروع كرديم به سر كار گذاشتن مردم و مصاحبه با آن ها و مسابقه گذاشتن و از اين حرف ها. كم كم كار رسيد به اجراي نمايشنامه هايي كه اصلا كات نداشت. براي ساخت اين برنامه، چند تا ايده به سرم زد. مثلا از مردم پرسيدم: نظر شما دربارة چيه؟ و مردم هم طبق عادت به اين سؤال بي معني جواب مي دادند. جمع اندكي هم كه برنامه را مي ديدند، حسابي به آن مي خنديدند. مدير شبكه يك، آن موقع، آقاي فريدزاده بود. گفت چرا از اين جور كارها در تلويزيون نمي كني؟
سال 1371، زيباكنار محل گذراندن تعطيلات براي كارمندهاي راديو و تلويزيون بود. روزهاي عيد، ما هم رفته بوديم آن جا. رئيس وقت زيباكنار برايم گفت كه ما اين جا يك فرستندة داخلي داريم. يك برنامة يك ساعتة شبانه بساز تا جماعت ببينند و روزهاي تعطيل، سرشان گرم شود. ما هم با يك دوربين بتاكم شروع كرديم به سر كار گذاشتن مردم و مصاحبه با آن ها و مسابقه گذاشتن و از اين حرف ها. كم كم كار رسيد به اجراي نمايشنامه هايي كه اصلا كات نداشت. براي ساخت اين برنامه، چند تا ايده به سرم زد. مثلا از مردم پرسيدم: نظر شما دربارة چيه؟ و مردم هم طبق عادت به اين سؤال بي معني جواب مي دادند. جمع اندكي هم كه برنامه را مي ديدند، حسابي به آن مي خنديدند. مدير شبكه يك، آن موقع، آقاي فريدزاده بود. گفت چرا از اين جور كارها در تلويزيون نمي كني؟
پيش از آن، تجربة ساخت برنامه براي تلويزيون داشتيد؟
نه، بيشتر در راديو بودم. گاهي وقت ها هم در تلويزيون اجرا داشتم. بعد از اين پيشنهاد، با دوستم مرحوم مهرداد خسروي تصميم گرفتيم طرحي ارائه بدهيم. اول طرح يك مجموعة تلويزيوني نوشتيم كه آن قدر در پيچ و خم مسائل اداري ماند كه بي خيالش شديم. بعد به فكر افتاديم كه طرح يك برنامه براي نوروز را بدهيم. همه مشتاق شدند و بعد ساخت و پخش هم حسابي گرفت. مثل يك بمب بود. خود من هم فكر نمي كردم برنامه اين قدر موفق شود. نگاه تازه اي بود به مسائل اطراف...
نه، بيشتر در راديو بودم. گاهي وقت ها هم در تلويزيون اجرا داشتم. بعد از اين پيشنهاد، با دوستم مرحوم مهرداد خسروي تصميم گرفتيم طرحي ارائه بدهيم. اول طرح يك مجموعة تلويزيوني نوشتيم كه آن قدر در پيچ و خم مسائل اداري ماند كه بي خيالش شديم. بعد به فكر افتاديم كه طرح يك برنامه براي نوروز را بدهيم. همه مشتاق شدند و بعد ساخت و پخش هم حسابي گرفت. مثل يك بمب بود. خود من هم فكر نمي كردم برنامه اين قدر موفق شود. نگاه تازه اي بود به مسائل اطراف...
مهران مديري هم كه با همين برنامه وارد تلويزيون شد. بازيگرها را چطوري انتخاب كرديد؟
من كه كسي را نمي شناختم. خواستم تعدادي آدم بياورند كه بنشينيم و از آن ها تست بگيريم. تعدادي از راديو و دانشگاه و تئاتر آمدند. آقاي مهران مديري هم آن جا پيدا شد.
من كه كسي را نمي شناختم. خواستم تعدادي آدم بياورند كه بنشينيم و از آن ها تست بگيريم. تعدادي از راديو و دانشگاه و تئاتر آمدند. آقاي مهران مديري هم آن جا پيدا شد.
قبل از آن، چي كار مي كرد؟
به نظرم در گروه نمايش راديو بود. حميد لولايي، داوود اسدي، ارژنگ اميرفضلي هم از همين جا وارد شدند. اين اولين باري بود كه قرار بود براي تلويزيون كارگرداني كنم.
به نظرم در گروه نمايش راديو بود. حميد لولايي، داوود اسدي، ارژنگ اميرفضلي هم از همين جا وارد شدند. اين اولين باري بود كه قرار بود براي تلويزيون كارگرداني كنم.
مي خواهم به جواب اين سؤال برسم كه چطور اين نوع جديد طنز در تلويزيون متولد شد؟ چه نيازي وجود داشت؟
نگاه به طنز بايد تغيير مي كرد. به ذهنم رسيده بود كه چرا براي آدم هاي ديپلم به بالا، برنامة طنز نداريم؟ هر چي طنز هست، مال عامة مردم است. نه اين كه بخواهم به عامة مردم توهين كنم. نه. فقط به نظرم رسيده بود كه قشر تحصيل كرده هم خوراك مي خواهند. مثلا خيلي از اين آدم ها از دست برنامه هاي تلويزيون حرص مي خوردند. پس آمديم و برنامه هاي پربينندة تلويزيون مثل بعد از خبر را دست انداختيم.
نگاه به طنز بايد تغيير مي كرد. به ذهنم رسيده بود كه چرا براي آدم هاي ديپلم به بالا، برنامة طنز نداريم؟ هر چي طنز هست، مال عامة مردم است. نه اين كه بخواهم به عامة مردم توهين كنم. نه. فقط به نظرم رسيده بود كه قشر تحصيل كرده هم خوراك مي خواهند. مثلا خيلي از اين آدم ها از دست برنامه هاي تلويزيون حرص مي خوردند. پس آمديم و برنامه هاي پربينندة تلويزيون مثل بعد از خبر را دست انداختيم.
:: كسي كه مجبور است اين همه مدت روي آنتن باشد بالاخره كم مي آورد و مجبور به چنين كارهايي مي شود
شما با خود برنامه مشكل داريد يا اين كه چنين سريالي را با ذوق و سليقة مردم ما سازگار نمي دانيد؟
حقيقت اش من اين سريال را اصلا يك برنامة تلويزيوني به حساب نمي آورم. مثل يك برنامة روحوضي براي عروسي است. در ايام قديم، برنامه هاي سياه بازي وجود داشت. بازيگران اين نمايش، حاضر بودند كه براي خنداندن مردم، هر كاري را انجام دهند. كارهاي شنيعي مي كردند. صداهاي عجيبي از خودشان درمي آوردند.
حقيقت اش من اين سريال را اصلا يك برنامة تلويزيوني به حساب نمي آورم. مثل يك برنامة روحوضي براي عروسي است. در ايام قديم، برنامه هاي سياه بازي وجود داشت. بازيگران اين نمايش، حاضر بودند كه براي خنداندن مردم، هر كاري را انجام دهند. كارهاي شنيعي مي كردند. صداهاي عجيبي از خودشان درمي آوردند.
در شب هاي برره، از اين دست حركات شنيع ديده ايد؟
آخر مگر بايد به هر قيمتي مردم را خنداند؟ اين چه ديالوگي است كه: من نخود مي خورم تا نفخ كنم و عشق را از خودم در وكنم. اصلا احتياجي به اين كارها نيست. از اين راحت تر هم مي شود مردم را خنداند. ناسزا هم بگوييد، مردم مي خندند.
آخر مگر بايد به هر قيمتي مردم را خنداند؟ اين چه ديالوگي است كه: من نخود مي خورم تا نفخ كنم و عشق را از خودم در وكنم. اصلا احتياجي به اين كارها نيست. از اين راحت تر هم مي شود مردم را خنداند. ناسزا هم بگوييد، مردم مي خندند.
فكر نمي كنيد بقية اين قبيل برنامه ها هم از اين كارها كرده اند؟ مثلا ارث بابام. پس چرا نتوانستند مردم را بخندانند؟ 
ارث بابام اين قدر پرده دري نداشت. اين جا رسما دارند فحش مي دهند. از خود عشق در كردن حرف زشتي است. ببينيد چه تأثيري روي مردم گذاشته است؟ آن يكي برايم SMS زده كه: رمضان ماه دعا بيد. لطفا برايم دعا در وكنيد. البته يك مشكل ديگر هم وجود دارد. كسي كه مجبور است اين همه مدت روي آنتن باشد، بالاخره كم مي آورد و مجبور به چنين كارهايي مي شود. كدام خطيب و فيلسوف و بازيگر و كارگردان مي توانند اين قدر در برابر مخاطب قرار گيرند و باز هم كار تازه اي ارائه كنند. نود شب، كم نيست.

ارث بابام اين قدر پرده دري نداشت. اين جا رسما دارند فحش مي دهند. از خود عشق در كردن حرف زشتي است. ببينيد چه تأثيري روي مردم گذاشته است؟ آن يكي برايم SMS زده كه: رمضان ماه دعا بيد. لطفا برايم دعا در وكنيد. البته يك مشكل ديگر هم وجود دارد. كسي كه مجبور است اين همه مدت روي آنتن باشد، بالاخره كم مي آورد و مجبور به چنين كارهايي مي شود. كدام خطيب و فيلسوف و بازيگر و كارگردان مي توانند اين قدر در برابر مخاطب قرار گيرند و باز هم كار تازه اي ارائه كنند. نود شب، كم نيست.
اما فكر نمي كنيد اين قبيل طنزها اين فايده را هم دارد كه هر چند وقت يك بار، چيزهايي را كه به ناحق برايمان در طول زمان جدي شده، يا معنايش عوض شده، دست مي اندازد و از همين راه به فرهنگ كلي جامعه كمك مي كند؟ به بهانه اي بخش پنهان جامعه را رو و روشن مي كند؟ بد نيست كه هر چند وقت يك بار، گروهي باشند تا انجام چنين كاري را به عهده بگيرند.
خيلي هم خوب است. به شرطي كه تعريف داشته باشيم و روش و هدف مشخص.
خيلي هم خوب است. به شرطي كه تعريف داشته باشيم و روش و هدف مشخص.
فكر مي كنيد اين سريال الان فقط تأثير منفي مي گذارد؟
اين سريال مي خواهد مردم را بخنداند، اما سازندگانش مي بينند كه كفگيرشان به ته ديگ خورده. پس مي گويند چي كار كنيم؟ بياييد حرف هاي عجيب و غريب بزنيم. بياييم كارهاي غيرعادي بكنيم. يك پيرمرد شصت ساله به آن يكي مي گويد جيگر . در بدترين دوره هاي ابتذال سينما و تلويزيون هم با چنين موردي برخورد نكرده ام. آقا اگر اين حرف ها آزاد است، بگوييد تا ما هم بزنيم. اقلا اين حرف ها را مؤدبانه تر بگوييد. نكته هاي منفي زيادي در اين سريال وجود دارد. در سريال هاي ديگر، اجازه نمي دهند يكي به يكي ديگر بگويد دوستت دارم. در اين سريال، دختره به پسره زور مي كند كه بيا من را بگير.
اين سريال مي خواهد مردم را بخنداند، اما سازندگانش مي بينند كه كفگيرشان به ته ديگ خورده. پس مي گويند چي كار كنيم؟ بياييد حرف هاي عجيب و غريب بزنيم. بياييم كارهاي غيرعادي بكنيم. يك پيرمرد شصت ساله به آن يكي مي گويد جيگر . در بدترين دوره هاي ابتذال سينما و تلويزيون هم با چنين موردي برخورد نكرده ام. آقا اگر اين حرف ها آزاد است، بگوييد تا ما هم بزنيم. اقلا اين حرف ها را مؤدبانه تر بگوييد. نكته هاي منفي زيادي در اين سريال وجود دارد. در سريال هاي ديگر، اجازه نمي دهند يكي به يكي ديگر بگويد دوستت دارم. در اين سريال، دختره به پسره زور مي كند كه بيا من را بگير.
چرا به بقيه اجازه نمي دهند كه از اين جور صحنه ها بسازند؟
نمي دانم. برويد از خودشان بپرسيد . من فكر مي كنم مديران سازمان، وقتي برنامه اي را تصويب مي كنند و آن برنامه شكست مي خورد، بايد به سازندگانش كمك كنند كه برنامه بگيرد. شايد مسيري كه براي كمك به اين برنامه در پيش گرفته اند، اشتباه است.
نمي دانم. برويد از خودشان بپرسيد . من فكر مي كنم مديران سازمان، وقتي برنامه اي را تصويب مي كنند و آن برنامه شكست مي خورد، بايد به سازندگانش كمك كنند كه برنامه بگيرد. شايد مسيري كه براي كمك به اين برنامه در پيش گرفته اند، اشتباه است.
يعني الان شب هاي برره نگرفته؟
بچه هاي من كه پاورچين و نقطه چين را نگاه مي كردند، اين يكي را ديگر نگاه نمي كنند. پا مي شوند و مي روند.
بچه هاي من كه پاورچين و نقطه چين را نگاه مي كردند، اين يكي را ديگر نگاه نمي كنند. پا مي شوند و مي روند.
پس چرا شما نگاه مي كنيد؟
مجبورم ببينم.
مجبورم ببينم.
لابد چون به حرفه تان مربوط مي شود.
بله. مجبورم ببينم و حرص بخورم.
بله. مجبورم ببينم و حرص بخورم.
و هيچ وقت به هيچ نكتة بامزه اي در آن برنخورديد؟
اصلا. فقط يادم هست در قسمت اول، وقتي آقاي كيانوش از مأمورهاي همراهش اجازة دستشويي رفتن گرفت و يك اسلحه پيدا كرد. بعد آمد اين اسلحه را در اختيار مأمورها قرار بدهد، اما آن ها در رفتند. خنده ام گرفت. اما به جز آن، دريغ از يك لبخند.
اصلا. فقط يادم هست در قسمت اول، وقتي آقاي كيانوش از مأمورهاي همراهش اجازة دستشويي رفتن گرفت و يك اسلحه پيدا كرد. بعد آمد اين اسلحه را در اختيار مأمورها قرار بدهد، اما آن ها در رفتند. خنده ام گرفت. اما به جز آن، دريغ از يك لبخند.
خب، در چنين شرايطي فكر نمي كنيد وجود كارگرداني مثل مهران مديري كه ايده هاي خوبي دارد، درست بازي مي گيرد، قدر مكث و لحظه را در كمدي مي داند، غنيمت است؟
قرار نيست من براي كسي سطح تعيين كنم. حرف من اين است كه روي دوش آدم ها بيش از حد توانشان بار گذاشته ايم. همان قضية خطيب و سخنوري كه گفتم؛ هر چقدر هم هوشمند و دانا باشد، باز نمي تواند چنين زمان طولاني را روي صحنه بماند. اصلا چرا بايد حتما هر شب، برنامة كمدي داشته باشيم؟ بهتر نيست بيشتر فكر كنيم و كمتر برنامه بسازيم؟ من سخنراني هاي استاد الهي قمشه اي را دوست دارم، ولي گاهي وقت ها مي بينم كه آن هم به تكرار كشيده شده است. آخر چند بار اومد لب بوم قاليچه تكون داد...؟ حتي مثال هايش از خسرو و شيرين، و شيرين و فرهاد هم تكراري شده. محمد رضا هنرمند، دو تا فيلم كمدي خوب ساخته، مرد عوضي و موميايي 3. اما براي ساخت هر كدام از اين ها لااقل شش ماه زحمت كشيده...
قرار نيست من براي كسي سطح تعيين كنم. حرف من اين است كه روي دوش آدم ها بيش از حد توانشان بار گذاشته ايم. همان قضية خطيب و سخنوري كه گفتم؛ هر چقدر هم هوشمند و دانا باشد، باز نمي تواند چنين زمان طولاني را روي صحنه بماند. اصلا چرا بايد حتما هر شب، برنامة كمدي داشته باشيم؟ بهتر نيست بيشتر فكر كنيم و كمتر برنامه بسازيم؟ من سخنراني هاي استاد الهي قمشه اي را دوست دارم، ولي گاهي وقت ها مي بينم كه آن هم به تكرار كشيده شده است. آخر چند بار اومد لب بوم قاليچه تكون داد...؟ حتي مثال هايش از خسرو و شيرين، و شيرين و فرهاد هم تكراري شده. محمد رضا هنرمند، دو تا فيلم كمدي خوب ساخته، مرد عوضي و موميايي 3. اما براي ساخت هر كدام از اين ها لااقل شش ماه زحمت كشيده...
نظرتان دربارة مهران مديري...
من مديري را خدا شاهد است دوست دارم. جوادرضويان را هم دوست دارم. مهران مديري اصلا كار تلويزيوني اش را با من شروع كرد. اما به نظرم در سريال تلويزيوني دردسر والدين خوب است. سريالي كه كسي بالاي سرش هست و در زمان ساخت آن، كار كرده اند. اما وقتي از او هر شب مي خواهيم كه تماشاگر تلويزيون را بخنداند، ديگر بيش از حد، مصرفش كرده ايم. اين طوري، سازمان دارد برگه هاي خودش را مي سوزاند. آقا! مهران مديري را نگه داريد، عيد نوروز نشانش بدهيد تا مردم با ديدنش حال كنند. اين طوري داريد همه چيز را مي چلانيد. حرف آخر، اين كه خنداندن مردم، يك فضيلت است، اما نه به هر شكلي...
من مديري را خدا شاهد است دوست دارم. جوادرضويان را هم دوست دارم. مهران مديري اصلا كار تلويزيوني اش را با من شروع كرد. اما به نظرم در سريال تلويزيوني دردسر والدين خوب است. سريالي كه كسي بالاي سرش هست و در زمان ساخت آن، كار كرده اند. اما وقتي از او هر شب مي خواهيم كه تماشاگر تلويزيون را بخنداند، ديگر بيش از حد، مصرفش كرده ايم. اين طوري، سازمان دارد برگه هاي خودش را مي سوزاند. آقا! مهران مديري را نگه داريد، عيد نوروز نشانش بدهيد تا مردم با ديدنش حال كنند. اين طوري داريد همه چيز را مي چلانيد. حرف آخر، اين كه خنداندن مردم، يك فضيلت است، اما نه به هر شكلي...
(شما هم معتقدید که کاردان واقعا مدیری رو دوست داره ؟!؟)
منبع : روزنامه همشهری
با تشکر از mo_azadeh@yahoo.com برای ارسال مطلب
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم آبان ۱۳۸۴ ساعت 15:48 توسط علیرضا
|