تبليغاتX
All About Mehran Modiri :: Go To Modiri.ir


 

نامه ی ارسالی یک دوست

جنجال اخیر یک وبلاگ در مورد تیتراژ مجموعه ی جدید موجب شد سایت پس از وقفه ای مجددا به روز رسانی شود. مطلب زیر توسط یکی از دوستان آقای مدیری به بنده ارسال گردیده که عینا در ذیل قرار گرفته است :

در تاریخ پانزدهم آذر ماه مطلبی با عنوان  «کار جدید آقای مدیری ، همه با هم به درویش خان می خندیم» در وبلاگ دل آواز قرار گرفت، عنوان کنایه آمیز این مطلب همراه با توضیحات تمسخرآمیز نگارنده آن و انتخاب کاریکاتوری بی مضمون در وبلاگی که قاعدتا می بایست در مورد استاد محمدرضا شجریان و علاقمندان او اختصاص می یافت، بازتاب و انعکاس ناخوشایندی را در بازدیدکنندگان این وبلاگ موسیقی ایجاد کرد که با نگاهی گذرا میتوانید جوّ غیر دوستانه ای که در پیرو این مطلب بین دوستداران این دو هنرمند ایجاد شده است را ملاحظه فرمائید... که البته نگارنده محترم در پست بعدی تمامی خوانندگان وبلاگشان را به کج فهمی انتقال منظورشان از نوشتن این مطلب متهم کرده اند. قبل از هر چیز سوال من این است که آیا قریب به اکثر خوانندگانی که مطلب شما را مطالعه کرده اند از قدرت فهم و تحلیل بی بهره بوده اند و تنها شما میدانید و سخت معتقدید چه میگوئید و چرا میگوئید ؟!

اینکه فضایی و صفحه ای داریم برای نوشتن و شاید ابراز وجود ، دلیل بر این نیست که هر آنچه میخواهیم بگوئیم و چون دل نوشته های ماست کسی نباید بر خلاف آنچه در فکر و مخیله ما میگذرد و ما دوست داریم که بگذرد! حرفی و سخنی براند.
شما هر آنچه که بنویسید و آن را در صفحه ای به جز دفتر خاطرات شخصی خود نگارش کنید بدین معنی است که دل نوشته های شما چه بخواهید و چه نخواهید (که البته حتما میخواهید) خوانده میشود و باید پاسخگو باشید.
اینجانب به عنوان یکی از صدها نفری که از وبلاگ ایشان بازدید کرده اند توسط یکی از دوستانم از این مطلب مطلع شدم. و متاسفانه (شاید از دید صاحب وبلاگ دل آواز) از دوستان آقای مدیری بودم و میتوانستم خیلی از مسائل را روشن و حتی به بسیاری از این سوءبرداشتها خاتمه دهم.

به همین دلیل در اولین فرصت خود را مسئول دیده و در این زمینه اقدام کردم و پس از آن برای نویسنده وبلاگ مذکور، ایمیلی را بدین شرح ارسال کردم:

متن کامل پاسخ من:

سلام دوست عزیز.
خیلی به ندرت این اتفاق می افتد که من دست به قلم شوم و برای دوستان وبلاگ نویس میل بزنم.
 ولی در این چند روز اخیر که توسط دوستی و کاملا اتفاقی از وبلاگ شما بازدید کردم و مطلبتان و در پی آن جنجالهای پدید آمده را در خصوص آهنگ تیتراژ برنامه مهران مدیری خواندم،تصمیم گرفتم برای شما که صاحب این وبلاگ موسیقی هستید میل بزنم.
دوست عزیز، من خود از اهالی مطبوعات بودم و میدانم گاهی برخی مسائل و حواشی در مورد هنرمندان (حالا در هر زمینه ی هنری که باشند) میتواند برای بسیاری از مردم و هنر دوستان باعث حساسیت و گاه ایجاد سوء برداشت شود.

شاید اینبار هم برای شما و بازدید کننده های وبلاگتان همین مورد، تبدیل به مسئله ای جنجال برانگیز شده و بدون شک بسیاری از دوستداران استاد شجریان و مهران مدیری در این بین از بسیاری از این سخنها و نظرها رنجیده اند ...

و باز هم این قبیل مسائل بسیار برای دوستدارن هنرمندانی که به اصطلاح خارج از گود هستند اتفاق میافتد...چرا که در بیشتر موارد از همه جا بی خبرند و تنها حسن نیتِ هواداری از هنرمند محبوبشان را در سر دارند...و در این بین است که گاه ناخودآگاه به بیراهه می روند و بسیاری از ارزشها را زیر پا  میگذارند.

 به این خاطر مزاحم شما شدم  چرا که خود را به نوعی مسئول دیدم تا شاید بتوانم بر این ناآگاهی ها و سوءبرداشتهای ناخوشایند حسن ختامی باشم. و این خواهش را از شما دوست فرهیخته دارم که مطلب بنده را در قسمتی از این پست وبلاگتان و پایانی بر آن قرار دهید.

وقتی اختلافهای پیش آمده میان دوستداران این دو هنرمند را در وبلاگ شما خواندم با دوست هنرمندم (مهران مدیری)که چند سالی است از نزدیک شاهد خلق آثارش بوده ام،تماس گرفتم.
ایشان که همیشه و در هر زمینه ای از فعالیتشان از تواضع و فروتنی خاصی برخوردار است،علاقه خود را به صدا و هنر استاد شجریان اعلام داشتند و معتقد بودند که محمد رضا شجریان استاد بی چون و چرای موسیقی اصیل ایرانی هستند... و بعد در کمال صداقت و متانت گفتند که قبل از بازخوانی این تصنیف از استاد شجریان کسب اجازه نمودند و چند و چون اجرای این موسیقی را با ایشان در میان گذاشتند و ایشان که در آن زمان در سفر خارج به سر می بردند و با جناب مدیری تلفنی صحبت کردند از این اقدام این هنرمند محبوبِ میلیونها ایرانی، بسیار استقبال کردند.

که همین مورد میتواند بهترین مدعا برای پایان بخشیدن به این کشمکشهای بیهوده باشد.

آهنگی قدیمی، بازخوانی شده است در برنامه ای که به جرات میتوان گفت پر مخاطب ترین برنامه تلویزیونی است و مهران مدیری که سالهاست با او و اخلاق و منش او آشنایی دارم در راستای این اقدام و به احترام استاد شجریان با ایشان صحبت کرده است و هر دو هنرمند به خوبی و زیبایی نسبت به اینکه این موسیقی میان مردم شنیده شود موافقت کرده اند.

پس قطعا بسیار بی دلیل و بیهوده است اگر بخواهیم بی جهت و از روی ناآگاهی در میان هواداران و دوستداران این دو هنرمند گرانقدر، کینه ورزی و فضایی غیر دوستانه ایجاد کنیم.

دوست عزیز از آنجائی که من خود را مسئول دانستم و با تماس با این هنرمند از ایشان کسب آگاهی کردم و به اطلاع شما رساندم،شما نیز به عنوان صاحب این وبلاگ و نویسنده این مطلب مسئول هستید تا این مطلب را برای پایان بخشیدن به بسیاری از اختلافات و نقلها و حرفها و شایعات و برای اطلاع تمامی بازدیدکنندگان در وبلاگتان قرار دهید.

مطمئن باشید در این صورت نه تنها وظیفه خود را به عنوان دوستدار حقیقی موسیقی ملی ایران بلکه به عنوان کسی که برای هنر و هنرمند، دلسوزانه و بی غرض مینویسد، به کمال به انجام رسانیده اید.

با تقدیم احترام و تشکر.
کامیار.د

درتاریخ 25 آذر ماه یکبار دیگر وبلاگ دل آواز به روز شد البته با بخشی از نامه ارسالی من و باز هم همان دل نوشته ها! و تاکید نویسنده وبلاگ بر اینکه شخصا با هیچ کس و هیچ نظری به جز خودش توافق ندارد.

در این فاصله زمانی بین دو آپدیت که قرار بود ایمیل من در وبلاگ این دوست قرار گیرد این موقعیت فراهم آمد تا با ایشان و نظرات و البته انگیزه شان از این حساسیت عجیب، به تصنیفی که توسط مهران مدیری در برنامه اش خوانده بود، بیشتر آشنا و روشن شوم.

این دوستدار موسیقی اصیل و ملی ایرانی معتقد بودند که اصولا مهران مدیری کاری ناشاسیت و ناپسند را انجام داده است و ترویج موسیقی اصیل بدین شکل صد در صد به مسخره کردن آن انجامیده است چون مهران مدیری طنزپرداز است و قاعدتا نباید در برنامه اش هیچ رنگ و بویی از موسیقی سنتی به گوش برسد حالا چه به صورت تصنیف و چه به صورت موسیقی بدون کلام!و به خصوص اینکه مردم عوام باید از مردم خاص و روشنفکر جدا شوند و چنین موسیقی نباید از رسانه ای که مخاطبش میلیونی و عام هست به گوش رسد چون باعث تمسخر و کم ارزش شدن آن میشود!

پاسخ من به این دوست آن است که:

اینکه گفته بودید مهران مدیری کاری ناشایست و ناپسند را انجام داده!و از اینکه صدای موسیقی سنتی در برنامه ای طنز شنیده میشود گویی آن را به تمسخر کشیده اند!....به نظرم شما قدری بسته فکر میکنید!.

اینکه موسیقی سنتی اصیل ایرانی که همانطور که از نامش پیداست و متعلق به ایران و ایرانی است تنها در میان عده ای خاص شنیده شود که به قول شما قشر روشنفکر و اهل کتاب و مطالعه جامعه باشند ، این موسیقی که متعلق به این مردم است را محجورتر و تنهاتر میکند.

 لااقل شما که حامی آن هستید نباید این اجازه رو بدهید که موسیقی اصیل این مملکت محدود و محبوس شود! مبادا که از ارزشهای آن کم شود! این درست مانند این است که باارزش ترین سرمایه مان را از همه پنهان کنیم چرا که نمیخواهیم گزندی به آن رسد .در این صورت این گنج و سرمایه برای همیشه ناشناخته میماند و مردم همیشه با آن غریبی خواهند کرد.

حالا بحث را محدودتر میکنیم و میرسیم به برنامه مهران مدیری.چرا فکر میکنید شنیدن این موسیقی در این برنامه به منزله تمسخر آن است؟آیا ابیات تغییر کرده اند و به صورت طنز ساخته شده اند ؟ آیا شما از شنیدن آهنگ تیتراژ و یا صدای سه تار و تار میان برنامه به آن میخندید؟؟!
اصلا خندیدن در یک برنامه طنز به ساختارها و درون مایه های داستانی و درونی آن است و نه هر آنچه میبینیم و میشنویم. مردم ما مسلما تشخیص میدهند باید به چه و به کجا بخندند و به چه و چه وقت نخندند و در همان برنامه طنز تفکر کنند، چرا فکر میکنید دیدن یک برنامه طنز به خصوص آثار مهران مدیری صرفا برای تمسخر و خنده است؟ آیا تا به حال نشده از دیدن یک برنامه طنز تفکر کنید و حتی غمگین شوید و اشک در چشم آورید؟ اگر این اتفاق برای شما پیش نیامده آن وقت با جسارت لااقل در مورد آثار مهران مدیری به شما خواهم گفت که گذری و سطحی نگاه کرده اید و قضاوت کرده اید.

چرا هیچ وقت نمیخواهیم باور کنیم که بسیاری از هنرمندان ،تلخی های اجتماع  و زشتی های درون هر یک از ما را میتوانند به شکلی دیگر نشانمان دهند. با طنز با برنامه ای هر شبی حتی به قول شما با یک برنامه عامی و پر مخاطب و مردمی.

چرا هیچ وقت نمیخواهیم بفهمیم که این شکل بیان از تلخی هر چند طنز باشد میتواند با جدی ترین هدف و نیت و درونیانت یک هنرمند ساخته شود؟؟؟
واقعا چرا؟؟!!

اگر شجریان شما که به قول استادانتان یک سر و گردن از همه بالاتر است ،غم و تلخی و احساس خود را با تصنیف و موسیقی و صدای خود به هنردوستانش عرضه میدارد و خود را و دوستدارانش را تخلیه روحی میکند.
هنر مهران مدیری و هواداران او و نوع و جنس ارضا شدن آنها هم ستودنی و شکلی ارزشمند از هنر است.

نمیتوانیم به خاطر این تفاوت ها یکی را بالا ببریم و دیگری را خاطر آنچه که شخصا نمی پسندیم کم ارزش و بی محتوا جلوه بدهیم .

که در این صورت اصلا "هنر" را نفهمیده ایم .

چقدر خوب میشد اگر این فرصتها به آسانی دست میداد که ما قبل از قضاوتها و قبل از آنکه بنویسیم و به ظاهر مطمئن شویم، این هنرمندان که حقیقتا تعدادشان در زمان ما انگشت شمار است ،از نردیک ببینیم و کمی فقط کمی با شخصیت و نوع نگرش آنان آشنا شویم.
آن وقت خیلی از حرفها و خیلی از چیزها فرق میکرد. خیلی زیاد تفاوت میکرد.

مثلا اگر میدانستید مهران مدیری بیشترین وقت آزادش را موسیقی پر میکند و چه آرشیوهای حقیقتا بی نظیری از موسیقی در خانه دارد و یا اینکه چه اطلاعات گسترده ای از موسیقی دارد و اینکه چقدر گوش و روحش با موسیقی مانوس و آشناست .
و بُعدهای شخصیتی دیگر از او و از تنهائی ها و مطالعات وسیعش و... و ...
شاید هیچ وقت او را به چشم هنرمندی کمدی ساز! و با مخاطبان عامی! که میخواهد پا در کفش بزرگان موسیقی کند و به آنها بخندد ، نگاه نمیکردید!!

من فقط در حال حاضر میتوانم متاسف باشم!

امیدوارم با شناخت از روح هنرمند در مورد آثارش به قضاوت بنشینیم.
شاید برای همین است که میگویند ریشه یابی هنر و فهم هنر قبل از آن موشکافی هنرمند و خالقش را میخواهد ...

حالا شما باز هم وبلاگتان را آپدیت کنید و بنویسید با تمام اینها مخالف هستید، بنویسید بعید است استاد شجریان در مورد موضوع به این حد از اهمیت!اینطور ساده و گذرا با هنرمند خوبمان مهران مدیری صحبت کرده باشد و هیچ چیز در مورد بازخوانی این تصنیف بین این دو نباشد!بنویسید نرود میخ آهنی در سنگ ... و ... تربیت نا اهل را چون گردکان بر گنبد است ...!! بنویسید پیش داوری  +  ذهنیت پیشین قبل از مطالعه دقیق مطلب  =  خلط مبحث !! بنویسید همه ی حرف من این بود که کار جناب مدیری شایسته نبود! ولی باز هم نگوئید چرا؟!! بنویسید هر آنچه مینویسم دل نوشته هایی شخصی است!!ولی پاسخ ندهید چقدرنظرات دیگرانی که این دل نوشته ها را میخوانند برایتان اهمیت دارد!
باشد هر آنچه که دل تنگتان میخواهد بنویسید . وبلاگ شماست و نظرات شخصی شما. ولی انتظار نداشته باشید باور کنیم که چرا باید در وبلاگی که با توجه به نام آن می بایست به موسیقی سنتی و استاد شجریان اختصاص می یافت، به یکباره چنین مغرضانه قلمتان را به سمت مهران مدیری نشانه رفتید! انتظار نداشته باشید باور کنیم که آیا موسیقی سنتی اصیل ایرانی انقدر بی دغدغه و مشکل است که تنها مهران مدیری با انتخاب تصنیفی قدیمی آن را سمت انحطاط و تمسخر و نابودی کشانده است!
طعنه نزنید و هنر هنرمندانمان را به تمسخر نکشید. هیچ کس خودش را گم نکرده و پا در کفش کسی نکرده،هیچ کس از جایگاه خود سوء استفاده نکرده و سرقفلی هیچ هنری را به اسم هیچ هنرمندی نزده اند!
مگر آنکه شما بخواهید اینطور بنویسید و جلوه دهید و به اذهان متبادر کنید!
که در این صورت حقیقتا برای شما و  جایگاه و تفکر و قلم شما، متاسف میشویم .

برای استادان هنر این مملکت که گوهر و سرمایه های معنوی و روح بخش این مردم و کشورند احترام قائلیم و به آثار ماندگارشان عشق می ورزیم .
ای کاش با دیدی وسیع تر و به دور از انگیزه ها و عقاید شخصی و محدود خود، از هنر آنها و دوستدارانشان پاسداری میکردیم .
و اگر "قلم" در دست میگیریم، حرمت و تقدس جایگاهمان وحفظ ارزش هنرمند را در فرصتی که برای نوشتن و ابراز وجود داریم، مغتنم میدانستیم .
 و ای کاش ...

« کامیار د. » (کیان)

پی نوشت:
از دوست و همراه خوبم. علیرضای عزیز تشکر می کنم  که صفحه ای از وبلاگش را در اختیار اینجانب برای پاسخگویی قرار داد. میدانم تعلق خاطر بسیار ارزشمندی به موسیقی سنتی دارد و در این زمینه از فعالیتش نیز همیشه بهترین بوده است.
و می دانم ایشان همیشه برای تمام هنرمندان مورد علاقه اش احترام قائل بوده و با انصاف و جوانمردی و روشنگری،بی دریغ  و خالصانه حضور داشته است.
این چنین "بودن" و "نوشتن" برای هنر وهنرمند ستودنی است.




www.Modiri.ir